بیکاری وضعیتی است که فرد توانایی و آمادگی انجام کار را دارد و بهطور فعال به دنبال شغل است، اما نمیتواند شغل مناسبی پیدا کند. بیکاری یکی از مهمترین شاخصهای اقتصادی هر کشور محسوب میشود و افزایش آن میتواند بر درآمد خانوارها، قدرت خرید، رشد اقتصادی و شرایط اجتماعی جامعه تأثیر بگذارد. بیکاری انواع مختلفی مانند بیکاری اصطکاکی، ساختاری، دورهای، فصلی و پنهان دارد و برای بررسی وضعیت بازار کار معمولاً از شاخصی به نام نرخ بیکاری استفاده میشود.
بیکاری چیست؟
در تعریف ساده، زمانی یک فرد بیکار محسوب میشود که شغلی نداشته باشد، توانایی انجام کار را داشته باشد و برای یافتن شغل نیز تلاش کند. بنابراین هر فردی که شغل ندارد الزاماً در آمار اقتصادی بیکار محسوب نمیشود. برای مثال دانشجویی که در حال تحصیل است و به دنبال کار نیست یا فرد بازنشستهای که تصمیمی برای ورود دوباره به بازار کار ندارد، معمولاً در گروه جمعیت غیرفعال اقتصادی قرار میگیرد نه جمعیت بیکار.
تعریف دقیق بیکاری برای تحلیل شرایط اقتصادی اهمیت زیادی دارد، زیرا تعداد افراد بیکار یکی از معیارهای اصلی ارزیابی وضعیت بازار کار است. هرچه فرصتهای شغلی متناسب با تعداد متقاضیان کار کمتر باشد، احتمال افزایش بیکاری نیز بیشتر میشود. البته وجود درصد مشخصی از بیکاری در بسیاری از اقتصادها طبیعی است؛ زیرا افراد ممکن است هنگام تغییر شغل یا ورود به بازار کار برای مدتی بیکار باشند.
نرخ بیکاری چیست و چگونه محاسبه میشود؟
نرخ بیکاری درصد افراد بیکار نسبت به کل جمعیت فعال اقتصادی را نشان میدهد. جمعیت فعال شامل افرادی است که در حال حاضر شاغل هستند یا شغلی ندارند اما بهطور فعال به دنبال کار میگردند. افرادی که نه شاغل هستند و نه برای یافتن شغل تلاش میکنند معمولاً جزو جمعیت فعال اقتصادی در نظر گرفته نمیشوند.
فرمول محاسبه نرخ بیکاری
نرخ بیکاری = (تعداد افراد بیکار ÷ جمعیت فعال اقتصادی) × 100
مثال محاسبه نرخ بیکاری
فرض کنید جمعیت فعال اقتصادی یک منطقه یک میلیون نفر باشد و از میان آنها 80 هزار نفر شغل نداشته باشند اما بهطور فعال به دنبال کار باشند. در این شرایط نرخ بیکاری برابر با 8 درصد خواهد بود؛ زیرا حاصل تقسیم 80 هزار نفر بر یک میلیون نفر و ضرب نتیجه در 100 برابر با 8 است.
| شاخص | مقدار فرضی |
|---|---|
| جمعیت فعال اقتصادی | 1,000,000 نفر |
| تعداد افراد بیکار | 80,000 نفر |
| نرخ بیکاری | 8 درصد |
تفاوت نرخ بیکاری با نرخ مشارکت اقتصادی چیست؟
نرخ بیکاری نشان میدهد چه درصدی از جمعیت فعال اقتصادی فاقد شغل هستند، در حالی که نرخ مشارکت اقتصادی میزان حضور جمعیت در سن کار در بازار کار را بررسی میکند. بنابراین ممکن است نرخ بیکاری یک کشور کاهش پیدا کند، اما این کاهش لزوماً به معنای افزایش اشتغال نباشد؛ زیرا ممکن است بخشی از افراد از جستجوی کار منصرف شده و از جمعیت فعال اقتصادی خارج شده باشند.
انواع بیکاری چیست؟
بیکاری تنها یک شکل مشخص ندارد و اقتصاددانان بر اساس علت ایجاد آن، انواع مختلفی برای بیکاری تعریف میکنند. شناخت انواع بیکاری به دولتها و سیاستگذاران کمک میکند تا برای هر مشکل راهکار مناسبتری انتخاب کنند. مهمترین انواع بیکاری شامل بیکاری اصطکاکی، ساختاری، دورهای یا چرخهای، نهادی، فصلی، پنهان و طبیعی است.
| نوع بیکاری | علت اصلی | نمونه |
|---|---|---|
| بیکاری اصطکاکی | جابهجایی میان مشاغل | فردی که شغل قبلی خود را ترک کرده و به دنبال شغل جدید است |
| بیکاری ساختاری | عدم تطابق مهارت افراد با نیاز بازار | کاهش تقاضا برای یک مهارت در اثر پیشرفت فناوری |
| بیکاری دورهای | رکود و کاهش فعالیت اقتصادی | کاهش نیروی انسانی شرکتها هنگام رکود |
| بیکاری فصلی | تغییرات فصلی فعالیتهای اقتصادی | کاهش اشتغال برخی مشاغل گردشگری در فصل کمتقاضا |
| بیکاری نهادی | ساختارها و مقررات بازار کار | ایجاد موانع برای استخدام نیروی جدید |
| بیکاری پنهان | استفاده ناکافی از نیروی انسانی | حضور نیروی مازاد در یک فعالیت اقتصادی |
بیکاری اصطکاکی چیست؟
بیکاری اصطکاکی زمانی ایجاد میشود که افراد در فاصله میان دو شغل قرار دارند یا برای اولین بار وارد بازار کار شدهاند و هنوز شغل مناسب خود را پیدا نکردهاند. برای مثال فردی ممکن است بهصورت اختیاری از یک شرکت خارج شود تا شغل بهتری پیدا کند و چند هفته یا چند ماه برای یافتن موقعیت جدید زمان نیاز داشته باشد. این نوع بیکاری تا حدی طبیعی است و حتی در اقتصادی با شرایط مناسب نیز بهطور کامل از بین نمیرود.
بیکاری دورهای یا چرخهای چیست؟
بیکاری دورهای که با عنوان بیکاری چرخهای یا ادواری نیز شناخته میشود، معمولاً در نتیجه کاهش فعالیتهای اقتصادی و رکود ایجاد میشود. هنگامی که تقاضا برای کالاها و خدمات کاهش پیدا میکند، درآمد برخی کسبوکارها نیز کمتر میشود و ممکن است شرکتها برای کاهش هزینهها استخدام را متوقف کنند یا بخشی از کارکنان خود را تعدیل کنند. با بهبود شرایط اقتصادی و افزایش تقاضا، این نوع بیکاری نیز معمولاً کاهش پیدا میکند.
بیکاری ساختاری چیست؟
بیکاری ساختاری زمانی اتفاق میافتد که مهارت، تخصص یا موقعیت جغرافیایی نیروی کار با نیازهای جدید بازار کار هماهنگ نباشد. تغییر فناوری، توسعه اتوماسیون، ایجاد صنایع جدید یا کاهش تقاضا برای برخی مشاغل سنتی میتواند باعث بیکاری ساختاری شود. برای کاهش این نوع بیکاری معمولاً آموزش مهارتهای جدید، بازآموزی نیروی انسانی و ایجاد امکان تطبیق افراد با نیازهای جدید بازار کار اهمیت زیادی دارد.
بیکاری نهادی یا سازمانی چیست؟
بیکاری نهادی زمانی ایجاد میشود که برخی ساختارها، سیاستها، مقررات یا شرایط بازار کار باعث کاهش فرصتهای استخدام شوند. ضعف ارتباط میان کارفرمایان و افراد جویای کار، نبود اطلاعات کافی درباره فرصتهای شغلی، برخی محدودیتهای استخدامی یا ساختار نامناسب بازار کار میتواند در ایجاد این نوع بیکاری نقش داشته باشد.
بیکاری فصلی چیست؟
بیکاری فصلی به دلیل تغییر میزان تقاضا برای بعضی مشاغل در فصلهای مختلف سال ایجاد میشود. فعالیتهایی مانند گردشگری، کشاورزی، ساختوساز و بعضی خدمات ممکن است در ماههای مشخصی از سال نیروی بیشتری نیاز داشته باشند و در فصلهای دیگر با کاهش فعالیت روبهرو شوند. در نتیجه بخشی از کارکنان این حوزهها ممکن است بهصورت موقت بیکار شوند.
بیکاری پنهان چیست؟
بیکاری پنهان زمانی رخ میدهد که فرد ظاهراً شاغل است اما حضور او تأثیر قابل توجهی بر میزان تولید یا بهرهوری ندارد، یا تواناییها و ظرفیت کاری او بهطور کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد. برای مثال ممکن است در یک فعالیت اقتصادی تعداد کارکنان بسیار بیشتر از میزان موردنیاز باشد و حذف بخشی از افراد تأثیر محسوسی بر مقدار تولید ایجاد نکند.
بیکاری طبیعی چیست؟
بیکاری طبیعی به سطحی از بیکاری گفته میشود که حتی در شرایط عادی و مناسب اقتصادی نیز وجود دارد. بخش مهمی از بیکاری طبیعی میتواند حاصل بیکاری اصطکاکی و ساختاری باشد. به همین دلیل رسیدن نرخ بیکاری به صفر در یک اقتصاد واقعی معمولاً امکانپذیر یا حتی لزوماً مطلوب نیست.
علت بیکاری چیست؟
بیکاری میتواند نتیجه مجموعهای از عوامل اقتصادی، آموزشی، فناوری و اجتماعی باشد و معمولاً نمیتوان تنها یک عامل را علت بیکاری دانست. رکود اقتصادی و کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات یکی از مهمترین عوامل افزایش بیکاری است؛ زیرا کسبوکارها در شرایط کاهش فروش ممکن است استخدام نیروی جدید را متوقف یا کارکنان خود را تعدیل کنند. عدم تناسب میان مهارت نیروی کار و نیاز کارفرمایان، تغییر فناوری، کمبود سرمایهگذاری، رشد ناکافی کسبوکارها، تغییر ساختار صنایع و تفاوت جغرافیایی میان محل زندگی افراد و فرصتهای شغلی نیز میتواند بر نرخ بیکاری تأثیر بگذارد.
در برخی شرایط، تعداد فارغالتحصیلان یک رشته ممکن است بسیار بیشتر از فرصتهای شغلی مرتبط با آن باشد. در مقابل ممکن است کارفرمایان در حوزه دیگری با کمبود نیروی متخصص روبهرو باشند. این وضعیت نشان میدهد که صرفاً افزایش تعداد افراد تحصیلکرده برای کاهش بیکاری کافی نیست و هماهنگی آموزش با نیاز واقعی بازار کار نیز اهمیت زیادی دارد.
بیکاری چه پیامدهایی برای اقتصاد و جامعه دارد؟
افزایش بیکاری میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای داشته باشد. فرد بیکار معمولاً با کاهش درآمد مواجه میشود و در نتیجه قدرت خرید خانوار نیز ممکن است کاهش پیدا کند. کاهش مصرف خانوارها میتواند فروش کسبوکارها را کمتر کند و در صورت گسترش این وضعیت، رشد اقتصادی نیز تحت تأثیر قرار گیرد. از سوی دیگر دولتها ممکن است هنگام افزایش بیکاری با کاهش برخی درآمدهای مالیاتی و افزایش هزینههای حمایتی روبهرو شوند.
بیکاری طولانیمدت همچنین میتواند باعث فاصله گرفتن مهارتهای فرد از نیاز روز بازار کار شود. هرچه مدت بیکاری طولانیتر باشد، بازگشت برخی افراد به محیط کار نیز ممکن است دشوارتر شود. به همین دلیل سیاستهای کاهش بیکاری تنها به ایجاد فرصت شغلی محدود نمیشوند و آموزش، مهارتآموزی، حمایت از کسبوکارها و تسهیل ارتباط میان کارفرما و نیروی کار نیز اهمیت دارند.
تفاوت بیکار، کمکار و جمعیت غیرفعال چیست؟
فرد بیکار شغلی ندارد اما آماده انجام کار است و برای یافتن شغل تلاش میکند. فرد کمکار دارای شغل است اما میزان ساعت کاری یا نوع فعالیت او کمتر از ظرفیت یا تمایل کاری او است. در مقابل، جمعیت غیرفعال اقتصادی شامل افرادی میشود که نه شاغل هستند و نه در حال حاضر به دنبال یافتن شغل میگردند. دانشجویان غیرمتقاضی کار، برخی افراد خانهدار و تعدادی از بازنشستگان میتوانند در این گروه قرار بگیرند.
| وضعیت فرد | دارای شغل | به دنبال کار |
|---|---|---|
| شاغل | بله | معمولاً خیر |
| بیکار | خیر | بله |
| کمکار | بله | ممکن است به دنبال کار بیشتر باشد |
| غیرفعال اقتصادی | خیر | خیر |
بیکاری جوانان چیست و چرا اهمیت دارد؟
بیکاری جوانان به وضعیت افراد جوانی اشاره دارد که وارد سن و شرایط فعالیت اقتصادی شدهاند، شغل ندارند و در جستجوی کار هستند. ورود تعداد زیادی از جوانان به بازار کار بدون ایجاد فرصتهای شغلی کافی، ناهماهنگی میان آموزش دانشگاهی و مهارتهای موردنیاز کسبوکارها و نداشتن سابقه کاری میتواند پیدا کردن اولین شغل را برای جوانان دشوار کند.
کاهش بیکاری جوانان تنها با افزایش تعداد فرصتهای استخدامی امکانپذیر نیست و توسعه آموزشهای کاربردی، مهارتهای تخصصی، تجربه عملی، کارآموزی و آشنایی با ابزارهای مورد استفاده در محیط واقعی کسبوکار نیز اهمیت زیادی دارد. هرچه فاصله میان مهارتهای افراد و نیاز کارفرمایان کمتر شود، احتمال ورود سریعتر نیروی جوان به بازار کار افزایش پیدا میکند.
نرخ بیکاری در ایران چگونه محاسبه میشود؟
برای محاسبه نرخ بیکاری در ایران نیز همان مفهوم کلی جمعیت فعال اقتصادی مورد توجه قرار میگیرد و نرخ بیکاری از نسبت تعداد افراد بیکار به مجموع افراد شاغل و بیکار به دست میآید. آمار رسمی بازار کار در دورههای مختلف میتواند تغییر کند؛ بنابراین برای مشاهده جدیدترین نرخ بیکاری ایران بهتر است به گزارشهای رسمی و بهروز نهادهای آماری مراجعه شود و از استفاده از اعداد قدیمی بدون ذکر دوره زمانی خودداری شود.
هنگام مقایسه نرخ بیکاری دورههای مختلف باید علاوه بر عدد نهایی، تغییر نرخ مشارکت اقتصادی، جمعیت شاغل، تعداد افراد جویای کار و شرایط اقتصادی نیز بررسی شود. کاهش نرخ بیکاری همیشه بهتنهایی نشاندهنده بهبود کامل بازار کار نیست؛ زیرا خروج افراد از جمعیت فعال نیز میتواند بر این شاخص اثر بگذارد.
رابطه تورم و بیکاری چیست؟
تورم و بیکاری از مهمترین متغیرهای اقتصاد کلان هستند و رابطه میان آنها همیشه ثابت و ساده نیست. در برخی شرایط افزایش تقاضای کل میتواند باعث افزایش تولید و اشتغال شود و همزمان فشارهای تورمی را افزایش دهد، اما در شرایط دیگری ممکن است اقتصاد با تورم بالا و بیکاری قابل توجه بهطور همزمان مواجه شود. به همین دلیل نمیتوان انتظار داشت که افزایش یا کاهش یکی از این دو شاخص همیشه بهصورت خودکار باعث تغییر مشخصی در دیگری شود.
سیاستگذاران اقتصادی هنگام تصمیمگیری معمولاً مجموعهای از شاخصها مانند نرخ تورم، نرخ بیکاری، رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، نرخ مشارکت اقتصادی و وضعیت تولید را در کنار یکدیگر بررسی میکنند؛ زیرا تمرکز تنها بر یک شاخص ممکن است تصویر دقیقی از شرایط اقتصاد ارائه نکند.
بیکاری چگونه بر کسبوکارها تأثیر میگذارد؟
افزایش گسترده بیکاری معمولاً با کاهش درآمد بخشی از خانوارها همراه است و این موضوع میتواند تقاضا برای کالاها و خدمات را کاهش دهد. کاهش تقاضا ممکن است درآمد بعضی کسبوکارها را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را به کاهش هزینه یا محدود کردن استخدام نیروی جدید سوق دهد. در مقابل، رونق اقتصادی و افزایش سرمایهگذاری میتواند تقاضا برای نیروی انسانی را بیشتر کند و فرصتهای شغلی جدیدی به وجود آورد.
از سوی دیگر وضعیت بازار کار بر فرایند جذب نیروی انسانی نیز اثرگذار است. در بازاری که نرخ بیکاری بالا است ممکن است تعداد متقاضیان استخدام افزایش پیدا کند، اما این موضوع لزوماً به معنای دسترسی آسان به نیروی متخصص نیست؛ زیرا مهارت متقاضیان باید با نیاز واقعی کسبوکار هماهنگ باشد.
برای کاهش بیکاری چه باید کرد؟
کاهش پایدار بیکاری نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ اقتصادی و آموزشی است. افزایش سرمایهگذاری مولد، بهبود فضای کسبوکار، ایجاد ثبات اقتصادی، حمایت از توسعه شرکتها، گسترش آموزشهای مهارتی، افزایش ارتباط میان مراکز آموزشی و بازار کار، تسهیل ورود افراد به مشاغل جدید و توسعه زیرساختهای موردنیاز کسبوکارها میتواند در ایجاد فرصتهای شغلی نقش داشته باشد.
مهارتآموزی نیز یکی از عوامل مهم در افزایش شانس اشتغال افراد است. بازار کار بهطور مداوم در حال تغییر است و بسیاری از کارفرمایان علاوه بر دانش نظری به مهارتهای عملی و تجربه کار با ابزارهای تخصصی نیاز دارند. بنابراین یادگیری مهارتهای متناسب با نیاز واقعی بازار میتواند فاصله میان نیروی جویای کار و فرصتهای شغلی موجود را کاهش دهد.
چرا بررسی نرخ بیکاری اهمیت دارد؟
نرخ بیکاری اطلاعات مهمی درباره وضعیت بازار کار و شرایط اقتصادی ارائه میدهد. افزایش قابل توجه این شاخص ممکن است نشانه کاهش فعالیتهای اقتصادی، ضعف ایجاد فرصتهای شغلی یا وجود مشکلات ساختاری در بازار کار باشد. در مقابل، کاهش بیکاری همراه با افزایش اشتغال و مشارکت اقتصادی میتواند یکی از نشانههای بهبود شرایط بازار کار باشد.
با این حال برای ارزیابی دقیق اقتصاد نباید تنها نرخ بیکاری بررسی شود. نرخ مشارکت اقتصادی، میزان اشتغال، کیفیت مشاغل، سطح دستمزدها، بهرهوری نیروی کار و میزان رشد اقتصادی نیز باید در کنار این شاخص مورد توجه قرار گیرند.
تفاوت بیکاری اختیاری و بیکاری اجباری چیست؟
بیکاری اختیاری زمانی مطرح میشود که فرد با وجود امکان اشتغال، به دلایل شخصی یا اقتصادی تصمیم میگیرد پیشنهادهای موجود را نپذیرد و برای یافتن فرصت مناسبتری منتظر بماند. در مقابل، بیکاری اجباری زمانی اتفاق میافتد که فرد تمایل و آمادگی لازم برای کار را دارد اما با وجود تلاش برای استخدام نمیتواند فرصت شغلی مناسبی پیدا کند.
آیا صفر شدن نرخ بیکاری امکانپذیر است؟
در عمل رسیدن نرخ بیکاری به صفر بسیار بعید است، زیرا حتی در اقتصادهای دارای بازار کار قدرتمند نیز همواره تعدادی از افراد در حال تغییر شغل، ورود به بازار کار یا کسب مهارتهای جدید هستند. بیکاری اصطکاکی و بخشی از بیکاری ساختاری میتوانند حتی در شرایط مناسب اقتصادی نیز وجود داشته باشند؛ بنابراین برای ارزیابی بازار کار باید کیفیت و نوع بیکاری نیز در کنار نرخ آن بررسی شود.
سوالات متداول درباره بیکاری
بیکاری چیست؟
بیکاری وضعیتی است که فرد شغلی ندارد، توانایی و آمادگی انجام کار را دارد و بهطور فعال در جستجوی شغل است اما موفق به یافتن فرصت کاری مناسب نمیشود.
تعریف ساده بیکاری چیست؟
به زبان ساده، اگر فردی آماده کار باشد، به دنبال شغل بگردد اما نتواند شغل پیدا کند، بیکار محسوب میشود. البته فردی که شغلی ندارد ولی در جستجوی کار نیز نیست معمولاً در آمار رسمی بیکار محسوب نمیشود.
نرخ بیکاری چیست؟
نرخ بیکاری درصد افراد بیکار نسبت به کل جمعیت فعال اقتصادی است و از تقسیم تعداد افراد بیکار بر مجموع افراد شاغل و بیکار و ضرب نتیجه در 100 محاسبه میشود.
انواع بیکاری کدامند؟
مهمترین انواع بیکاری شامل بیکاری اصطکاکی، بیکاری ساختاری، بیکاری دورهای یا چرخهای، بیکاری نهادی، بیکاری فصلی، بیکاری پنهان و بیکاری طبیعی هستند که هرکدام به دلایل متفاوتی ایجاد میشوند.
بیکاری دورهای چیست؟
بیکاری دورهای یا چرخهای نوعی بیکاری است که معمولاً در دوران رکود و کاهش فعالیت اقتصادی ایجاد میشود. با کاهش تقاضا و تولید، بعضی شرکتها استخدام را محدود کرده یا نیروی انسانی خود را کاهش میدهند.
بیکاری ساختاری چیست؟
بیکاری ساختاری زمانی ایجاد میشود که مهارتها یا تخصص نیروی کار با نیازهای جدید بازار هماهنگ نباشد. پیشرفت فناوری، تغییر ساختار صنایع و حذف برخی مشاغل میتواند باعث افزایش این نوع بیکاری شود.
مهمترین علت بیکاری چیست؟
بیکاری معمولاً تنها یک علت ندارد و عواملی مانند رکود اقتصادی، کمبود سرمایهگذاری، کاهش تقاضا، نبود فرصتهای شغلی کافی، تغییر فناوری و عدم تطابق مهارت افراد با نیاز بازار کار میتوانند در ایجاد آن نقش داشته باشند.
بیکاری چه تأثیری بر اقتصاد دارد؟
افزایش بیکاری میتواند باعث کاهش درآمد خانوارها، کاهش قدرت خرید و مصرف، کاهش تولید و افزایش برخی هزینههای حمایتی دولت شود. بیکاری طولانیمدت همچنین ممکن است باعث کاهش مهارت و تجربه عملی نیروی کار شود.
آیا هر فرد بدون شغل بیکار محسوب میشود؟
خیر. در تعریف اقتصادی معمولاً فردی بیکار محسوب میشود که شغلی نداشته باشد، آماده کار باشد و برای یافتن شغل تلاش کند. فردی که در جستجوی کار نیست معمولاً در گروه جمعیت غیرفعال اقتصادی قرار میگیرد.
چگونه میتوان نرخ بیکاری را کاهش داد؟
افزایش سرمایهگذاری، رشد کسبوکارها، ایجاد ثبات اقتصادی، توسعه آموزشهای مهارتی، هماهنگ کردن نظام آموزشی با نیاز بازار کار و افزایش فرصتهای کارآموزی و تجربه عملی از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در کاهش بیکاری نقش داشته باشند.
جمعبندی
بیکاری یکی از مهمترین موضوعات بازار کار و اقتصاد است و زمانی اتفاق میافتد که افراد آماده و متقاضی کار نتوانند شغل مناسبی پیدا کنند. نرخ بیکاری از نسبت تعداد افراد بیکار به جمعیت فعال اقتصادی محاسبه میشود و برای تحلیل صحیح آن باید عواملی مانند نرخ مشارکت، میزان اشتغال و شرایط کلی اقتصاد نیز در نظر گرفته شود. بیکاری انواع مختلفی مانند اصطکاکی، ساختاری، دورهای، فصلی، نهادی و پنهان دارد و هر نوع آن دلایل و راهکارهای متفاوتی دارد. ایجاد فرصتهای شغلی پایدار، توسعه سرمایهگذاری و آموزش مهارتهای متناسب با نیاز بازار کار از مهمترین عوامل مؤثر در کاهش بیکاری و بهبود وضعیت اشتغال هستند.


